مؤلف مجهول

4

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

تخويفا للمؤمنين گفت آنچه با ايشان كرديم اندران پند است مر مؤمنان را ، تا بدانند كه با خداوند تعالى دليرى نبايد كرد و فرمان و نهى ويرا خرد نبايد داشت وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ و اذكر حين قال موسى لقومه لبنى اسرائيل . گفت ياد كن كه موسى عليه السّلام مر گروه خود را چه گفت إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً گفت خداوند تعالى مر شما را فرموده است تا گاوى بسمل كنيد . قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً أتستهزئنا « 1 » يا موسى . گفتند : يا موسى بر ما فسوس مىكنى ؟ و قصه‌ى « 2 » آن چنان بود كه ايزد تعالى به موسى وحى كرده بود و گفته ، كه هرجا كه كشته‌اى يابيد و ندانيد كه ، كه كشته است قياس گيريد تا به كدام ده و محلت نزديك‌ترست . پس از ان ده و محلت پنجاه پير را بگيريد و گاوى يك‌ساله را با خود ببريد به واديى كه آن را وادى قذرون گويند . آن گاو را آنجا بسمل كنند . پس اين پنجاه پير دست بران نهند و به خداى عز و جل سوگند گويند كه ما اين مرد را نكشتيم و كشنده‌ى او را نشناسيم . چون اين سوگند بخورده باشند از قصاص برهند . اما ايشان را بگيرند و خون‌بها بستانند . شريعت موسى عليه السّلام برين جمله بود . چون روزگارى برين برآمد ، مردى بود اندر بنى اسرائيل ، او را عاميل گفتندى و مالى بسيار بود مرو را ، و دو عم‌زاده بود مرو را . هردو بهم جاى 2 بسگاليدند 3 تا مرو را بكشند ، بر آنچه تا مال وى به ميراث برگيرند . و از عكرمه روايت آرند كه او گويد كه بنى اسرايل را يكى مسجد بود . آن را دوازده در بود از آنچه ايشان دوازده سبط بودند هرسبطى را درى بود .

--> ( 1 ) . اصل : اتتهزأ بنا . ( 2 ) . اصل : و قصه‌ى و آن .